درمونده ام

مث آتئیستی که نذر میکنه تا خواسته اش برآورده شه.

عمت کوچیکه

اومده دایرکت میگه ترم یکی؟میگم نه.و ترم خودمو میگم

میگه واقعا؟خیلی کوچولویییییییی.قبول داری؟

فک کنم یارو همونیه که زیر پیج سلبریتیا کامنت میذاره میگه تاحالا کسی کامنتمو لایک نکرده:(لایک کنین کامنتم بره بالا

Here is not fuckin mood

باید جوری رفتار کنم که چن وقت دیگه اومدم آرشیوو بخونم به خودم فحش ندم.

عام گویین تو اسلیپ.

من وقتِ فکر کردن ندارم،بذار فک کنه حق با خودشه

برگام

سجاد:از حبوباته.

سجاد خطاب به ممد:پنیر حبوباته؟ممد:لبنیاته

سجاد:از لبنایته زرا

زرا:ها پنیر پنیر:))

زرای خنگ

سجاد:یه میوه هس دوتایی کنارهمن.میگن چشات چی میچینه؟

زرا:نارگیل؟:))))))

زرای خنگ

+رو اکبر جوجه میریزن؟

زرا:ترشی؟

ممد ازونور جوابو میگه:رب انااار

زرا:هاااا رب اناررر؟

صدای دستِ حضار:)))

زرای خنگ

دارم فیلم تولدا رو میبینم

فقد اونجا که تو بازیمون جواب میشد تربچه و زرا میخاس به سجاد بفهمونه که جواب چیه.

یهو به مریم اشاره میکنه و میگه مامانِ این همیشه میشوره:))))

اخه این ع کجا بدونه:))))

قالَ مربی باشگامون^---^

کاش‌همه مث تو بودن

:(

خسه شدم از بس هی مث سگ خوابم اومد و نخوابیدم