الان حالم بده ولی یادم باشه بعدا یه پست جداگونه بنویسم و برینم دهنِ دوستای دبیرستانم که هروقت پی ام میدن اولین سوالشون"ازدواج نکردی؟🤪🤪"عه.

هردوتاشون گاون.

استادای رشته ی علوم سیاسی بودن یه اشتراکی با نماینده های مجلس داره.

اگه گفتین چی؟

[وقتی امتحان داری]

کوالا بودن چقد راحته

میدونی؟کلِ اون جریانا و حرفا و خستگیا و غصه ها و اشکا و حساسیتا رو نادیده بگیر و چشماتو ببند و یه سیگار واسم روشن کن ازم نخواه که برات توضیح بدم دلیلاشو.ازم نخواه که بگم چیا دیدم.چیا میبینم و با چیا وقت میگذرونم.بذارتو ذهنت همون دختربچه ی دست و پاچلفتی و حساس و مربان باشم که زودی یادش میره چی ناراحتش کرده.

منو از نزدیکام دور کردن و تونسم باهاش کنار بیام فک میکنی دور بودنِ تو چیزیه؟

دلم برا شب یلدای خوابگاه تنگ شد.چقد قشنگ بود:(

چقد خیلی وقته واسه این جور مناسبتا بی ذوقم.فقط عیدی گرفتن دوس دارم:(

فیلم

همیشه تو نمیدونم چیکارکنم ترین حالتم درحالی که تو سرم شونصد تا چیز هس که میگه باید چیکا کنم اما چون شونصد تا چیزه من نمیدونم باید چیکا کنم

دوس دارم برم حموم.دوس دارم برم آرایش کنم.موهامو فر کنم و ساعتها جلو آینه فیگورای کسخلانه بگیرم و به خودم بخندم اما خیر.امتحان به من میخنده.

سمی من با دوسم قراره بریم آمپول بزنیم.چیزی نیس اصن

واسه یه چی ذوق دارم که هنوز معلوم نیس بشه یا نه.اگه بشه مث همه چیزای دیگه عنشو درخواهم آورد و همین العان از تصورش نیشم باز میشه و فحش دادنام یادم میره

امپریالیسمِ گاب

این کتابه اونقد سنگینه که نیم ساعت میخونی دوساعت باید بری هوا بخوری مغزت وا بده.